السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

159

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

با بيان فوق ( تشخص ، عين هر وجود است و يك موجود ، دو وجود ندارد ) محال بودن وجود دو مثل من جميع الجهات آشكار مىشود ؛ چون لازمهء فرض دو مثل ، تمايز و دوگانگى بين آنهاست ، و لازمهء فرض تماثل من جميع الجهات عدم تمايز است ، و اين خود ، اجتماع نقيضين است كه محال است . خلاصه آن‌كه ممتنع است كه يك موجود به بيش از وجود واحد يافت شود ؛ خواه آن دو وجود در يك زمان بدون آن‌كه عدم بين آنها فاصله بيندازد موجود شوند يا عدم بينشان فاصله اندازد و در دو زمان موجود شوند . محذور - كه عبارت از لزوم عينيت همراه با فرض دوگانگى است - در هر دو صورت يك‌سان است . شرح تعين و تشخص ، ذاتى وجود هر موجود است ، لذا - هيچ وجودى قابل انطباق بر وجود ديگر نيست . هر وجودى فقط خودش ، خودش هست نه چيز ديگر . از اين رهگذر يك موجود نمىتواند دو وجود داشته باشد ؛ زيرا مستلزم آن است كه موجود در عين هويت واحد دو هويت داشته باشد . به عبارت ديگر ، در عين آن‌كه واحد است كثير نيز باشد . از اين‌جا ( كه تكرار در وجود نيست ) نكتهء ديگرى نيز روشن مىشود و آن اين‌كه وجودِ دو مثلى كه از جميع جهات ، تماثل داشته باشند محال است ؛ زيرا مثليتِ همه جانبه بين آن دو وجود ، به عينيت و وحدت آن دو منجر مىشود . و فرض مثليت من جميع الوجوه كه ملازم با عدم تمايز است با فرض دوگانگى و تعدد كه ملازم باتمايز است ، جمع بين نقيضين است . خلاصه آن‌كه يك موجود به دو وجود ، خواه در زمان واحد باشند يا در دو زمان ، يافت نمىشود ؛ زيرا مستلزم محذورى است كه گفته شد ، يعنى اگر آن دو وجود از جميع وجوه مثلان هستند پس عين يك‌ديگرند و دو وجود نيستند . و اگر دو وجودِ جداگانه‌اند مماثل من جميع الوجوه نيستند .